السيد عبد الحسين الطيب

262

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

الى شىء ) و اللَّه اسم خاص خداوند متعال است و از براى او سه اسم است هو و اللَّه و حق و باقى اسماء الهى اسماء صفات و افعال است ، اما اسماء صفات توضيح آن اين است كه هر كمالى امر وجودى است و هر عيب و نقصى امر عدمى است كه فاقد كمال است و چون گذشت كه حضرت حق صرف الوجود است پس هر كمالى را بذاته دارا است زيرا اگر فاقد باشد عدم است و عدم نقيض وجود است تناقض لازم ميآيد ، و از همين جهت گفتيم : اين صفات كمال هم غير متناهى است زيرا اگر متناهى باشد محدود مىشود و فوق او عدم است و عدم نقيض وجود است مثل علم قدرت كبريايى عظمت و ساير كمالات . و اما اسماء افعال ايجاد حق است كه فعل بمعنى مصدرى باشد كه تمام موجودات امكانيه بايجاد حق موجود ميشوند ولى ايجاد بنفسه موجود مىشود كه فرمودند : ( خلقت الاشياء بالمشية و خلقت المشية بنفسها ) و فرق است بين اراده و مشيت اراده از صفات ذات است و از شئون علم كه علم بصلاح باشد و با حكمت فرق دارد چون حكمت علم بمصلحت است و بمفسده و اراده علم بصلاح است در مقابل بفساد كه كراهت است و فعل اگر مصلحت داشته باشد صلاح مىشود و اگر مفسده داشته باشد فساد مىشود . و اما صفات سلبيه عيوب و نواقص است كه از ساحت قدس ربوبى دور است چون احتياج ميآورد و احتياج دليل بر فقدان است و فقدان امر عدمى است و عدم با وجود سازش ندارد و وجود را محدود مىكند چنانچه ذكر شد . أَحَدٌ فرق است بين احد و واحد واحد جزو اعداد است واحد اثنين ثلاثة ولى احد مقابل ندارد چنانچه از امير المؤمنين است كه فرمود : چهار قسم وحدت داريم دو قسم آن از ساحت قدس ربوبى خارج است وحدت عدديه كه در شماره بيفتد مثل زيد عمرو بكر ، و وحدت نوعيه كه مىگويى : انسان يك نوع حيوان است و حيوان يك نوع نبات است و نباتات يك نوع از اجسام است زيرا تركيب لازم ميآيد كه مركب از جنس و فصل ، و ما به الاشتراك و ما به الامتياز است . و دو قسم در حق بارى صادق است